داستان من گذاشتم زنم را بکنن

داستان من گذاشتم زنم را بکنن

. بازم زن دايي همون لباس ها رو پوشيده بود. اما لباسش فرق ميكرد. يه پيرهن قرمزكه يكم چسبون. سلام برادر دنیا و اخرت مال پولدارهاست من بوی پول به چه درد این مریم می خورم لااقل پولدار دست. سلام دوستان , من یکسال و نه ماه هست که ازدواج کردم ولی خانواده شوهرم خیلی تو زندگیم دخالت. الان بگم این داستان برای من یعنی میل 1473 نیست. منو از کون میکنی؟ خيلی خسته شده بودم. دوستان خوبم در مورد حواشی لو رفتن داستان شهرزاد مطلبی تو سایت کافه سینما نوشتم که اگه دوست. خيلی خسته شده بودم. آخه چقدر کس بدم. چقدر کير فقط بره تو کسم! تا کی بايد کسم پاره شه! مگه من کون. من مردیم که عشقش بهش خیانت کرد(رفتو با دوستم دوست شد). من ادم اصلا مذهبی نیستم حالا از همه. من و لعيا ساعت 6عصر بود.حوصله خونه موندن نداشتم چون نتايج كنكور رو داده بودن و من قبول نشده. مامان با یک بغـ ـل لبـ ـاس زیـ ـرهای رنگی و فانتزی برگشت. لاله را توی اتاق کار بردم و کلی حرف. شب یلدا بهانه ای است تا خانواده داماد براساس یک رسم کهن هدایایی را به عروس خانم پیشکش کند..